فلسفی·۵۴ کلمه

مانند من

ماهان ابوترابی۲۵ شهریور ۱۴۰۵

پرسید: «بلدی آواز بخونی؟»
گفتم: «نه.»
گفت: «یعنی هیشکی یادت نداده.»
گفتم: «نه.»
گفت: «خب اینو گوش‌کن.»
زد زیر آواز.
صدایش که فرود آمد پرسید: «چطور بود؟»
گفتم: «فالش خوندی.»
اخم‌هایش درهم رفت: «فالش دیگه چیه؟»
از گام و فواصل موسیقایی و پایین و بالای نت‌ها برایش گفتم.
او هم دیگر نخاند. مانند من.

دربارهٔ نویسنده

ماهان ابوترابی
ماهان ابوترابی

مدرس مدرسه‌نویسندگی،‌داستانک‌نویس، گرافیست

داستانک‌های مشابه

صدوپنجاه سال بعد

صدوپنجاه سال بعد هنوز خورشیدِ شنبه را ندیده بود. زیر دوش صبحگاهی، فکرهای عجیب به سرم زده بود. سخت شده بود؛ زندگی را می‌گویم. از صبحِ اولِ وقت بیدار می‌شدم و تا…

مقالات مرتبط

آموزش داستانک

مقاله‌ «داستانک‌ چیست؟»

بیایید با داستانکی از الکس کیگان بیآغازیم: «فرانک توماس به شانس معتقد بود. فرانک خیلی زیاد سیگار می‌کشید ولی می‌دانست محال است از حمله‌ی قلبی یا سرطان ریه بمیرد. فرانک ه…