ترسناک·۴۹ کلمه

پذیرش

ماهان ابوترابی۲۵ شهریور ۱۴۰۵

هیچ‌کس پدربزرگ را نمی‌دید.
از نادیده‌ گرفته شدن متنفر بود. خاست جلب توجه کند. عکس قدیمی را روی میز دخترش گذاشت. دختر اعتنا نکرد. پدربزرگ خشمگین شد. عکس را روی یخچال چسباند، در جیب نوه‌ گذاشت و آن‌قدر تکرار کرد که خانه را عوض کردند. پدربزرگ نمی‌پذیرفت. نمی‌پذیرفت مُرده.

دربارهٔ نویسنده

ماهان ابوترابی
ماهان ابوترابی

مدرس مدرسه‌نویسندگی،‌داستانک‌نویس، گرافیست

مقالات مرتبط

آموزش داستانک

مقاله‌ «داستانک‌ چیست؟»

بیایید با داستانکی از الکس کیگان بیآغازیم: «فرانک توماس به شانس معتقد بود. فرانک خیلی زیاد سیگار می‌کشید ولی می‌دانست محال است از حمله‌ی قلبی یا سرطان ریه بمیرد. فرانک ه…