
نویسنده
احسان شناسا
داستانکنویس، فیلمنامهنویس.
۳ داستانک · ۰ مقاله
داستانکها
- ویترین
اجتماعی — ۳۹۴ کلمه — ۱ مهر ۱۴۰۵
ویترین اندیشههایم تمام شده بود. از نیمهشب یک ساعتی گذشته بود. به چشم خریدار، قدم میزدم و ویترینها را برانداز میکردم. در دکان شهرتفروشی، همه جور آدمی بود؛…
- زندگی بهتر
سوررئال — ۴۸۳ کلمه — ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
زندگی بهتر آسانسور طبقهی سیویکم را نشان میداد. پیاده شدم و تماشا کردم. جوانی سیویکساله را دیدم. گوشهی پارکی نشسته بود؛ لباسهایش خاکی شده بودند و سیگاری د…
- صدوپنجاه سال بعد
فلسفی — ۳۵۷ کلمه — ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
صدوپنجاه سال بعد هنوز خورشیدِ شنبه را ندیده بود. زیر دوش صبحگاهی، فکرهای عجیب به سرم زده بود. سخت شده بود؛ زندگی را میگویم. از صبحِ اولِ وقت بیدار میشدم و تا…
