·۹۲ کلمه

«منتقم باهوش»

به تکنولوژی تن نمی‌داد. اصالتش را حفظ کرده بود‌. با ۸۰۰ سال پیشش مو نمی‌زد. همسایه‌هایش همگی هوشمند بودند و کارآمد. هر روز می‌دید که آن‌ها بیشتر مورد توجه‌اند و او بیشتر فراموش می‌شود. این موضوع آزارش می‌داد.
پی فرصتی برای انتقام می‌گشت.

روزی سروکله‌ی ماموری پیدا شد که برای تجهیز اجباری‌اش به سیستم هوشمند آمده بود. بی‌درنگ دهان باز کرد و مامور و سیستم را بلعید. چند ماه بعد محصولی تحویل داد که پیش از آن هرگز تولید نکرده بود. انسان‌هایی که قابل خوردن بودند. حالا او هوشمندترین مزرعه‌ی کشور بود.

دربارهٔ نویسنده

سارا چگنی
سارا چگنی

نویسنده ـ برنده چالش داستانک‌نویسی مرداد‌ماه

مقالات مرتبط

آموزش داستانک

مقاله‌ «داستانک‌ چیست؟»

بیایید با داستانکی از الکس کیگان بیآغازیم: «فرانک توماس به شانس معتقد بود. فرانک خیلی زیاد سیگار می‌کشید ولی می‌دانست محال است از حمله‌ی قلبی یا سرطان ریه بمیرد. فرانک ه…